السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )

45

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )

مىفرمايد و او را تا به خيرات بگرود به خدمت خود سرافراز مىدارد . و براى وصول او به نيكبختى جاويد ، او را به مقام مقدّس دانش و اراده شناخت خود رهنمونى مىكند ؛ بالحمله پايه او را به مرتبه اى و الا كرده است كه خود عهده دار كار او شده و جامه پرهيز بر او راست كرده و او را به خلعت طهارت مخلَّع فرموده است . بخش 47 و زان پس اى فرزند ، اى محمّد ، خداى جلّ جلاله ترا و ديگر تكليف داران را شايستگى آن داد كه از مقام مقدّس جلالت خود و ربوبيّت عظيم خويش با بىنيازى ذاتى از آفريده گان خود ، شما را كتابى فرو فرستد و رسولانى از نواب و پيمبران و خاصان خود نزد شما گسيل دارد ، حالى كه فرزند آدم را چنين مقامى نبود كه به چنين پايه از كرامت رسد ، و آنگاه بين خداى جلّ جلاله ، قادر قاهر و مالك اول و آخر هستى ، با فرزند آدم ناتوان و آفريده كوچك از خاك فرو مايه كه هستيشان از خاك و از روحى مانند هواست ، كار به اينجا رسيد كه پيش از شناخت بارى تعالى و بندگى او ، در دنيا هر چه به آن نياز داشتند آنان را آماده كرد و براى پايه گذارى و پديد آوردن آن وسايل به رنجشان در نيفكند . اگر چه قدرت فراهم آوردن آنها را نيز نداشتند اما بنى آدم نه به اين عنايتها اعتراف مىكند ، نه شكر آن به جاى مىآورد . آنسان كه گويى خود آن را بنا نهاده است و به وجود آورده است . با اين همه حق ، تعالى شانه ، به آنان احسان مىكند و آنان گناه مىكنند . به آنان روى مىآورد و آنان از آن درگاه روى بر مىگردانند ، به آنان وعده سعادت مىدهد و آنان تقوى